همه دلمو سوزوندن.
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
لینکهای خونه خاکستریمو میگم.
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
داد بزنی خالی میشی. اما
اونی که با خودش قهره سکوت میکنه بازم...
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
شب. خیابون. موزیک....
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
سرمو با ادمای جدید گرم میکنم.
اما بازم هیچ اتفاق جذابی نمیافته.
بازم همون تنهای همیشگی ام.
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
و خاطراتی که ورق میخورند...
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
چقدر احمقانه دوست داشتمش.
چقدر پاک دوست داشتمش.
برای تمام بچگی هایم متاسفم.
برای تمام حماقت هایم...
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
باران باشد و
یک جاده ی بی انتها باشد و
کفش هایی که هیچ گاه خراب نمیشدند.
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
نه به خاطر نبودنت.
به خاطر بودن تموم آدمای اضافی
که حسی بهشون ندارم.
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
اینبار قرار نیست،
باز هم کوتاه بیایم.
بگذار هر چه میخواهد بشود.
من دیگر برای مبارزه توانی ندارم.
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
انگشت فا.کی که آسیب دیده، تو آتل.
و شبهایی که تا صبح نمیشه خوابید.
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی